لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

یک روز بارانی

امروز خیلی باران بارید وشماهم از پنجره بیرون نگاه میکردی وحسابی ذوق میکردی ومیگفتی اسی ابه یعنی از اسمون اب میادبعدم رفتیم پارکینگ وحسابی کیف کردی اینم بیهوشی بعد از بارون بعد حموم ...
19 آبان 1393

تاسوعا عاشوراو شام غریبان

قربون دخترم برم که امسال دیگه همه چیز محرمو میدونه وبه من نشون میده عسل مامان چون هوا سرد بو فقط عاسوعا رفتیم بیرون و حابی شما هیجان داتی اینم چند تا عکس خوشمل جیگر طلا اینم نذر هر سالمون برای عاشورا ...
19 آبان 1393

همایش شیر خوارگان حسینی

گل دختری مامان امروز روز مختص به علی اصغر امام حسین وهمه اوناییکه نذر دارن نی نی هاشون لباس علی اصغر میپوشونن وبا این کار با حضرت ربابه همدردی میکنن اینجا هیچ وقت مثل کربلا وحضرت رباب نمیشه ولی خدا از همه قبول کنه   ...
9 آبان 1393

تولد بابایی

سلام جیگر طلای مامانی امروز تولد بابایی بود اما چون محرم ه ما نتونسیتم جشن بگیرم وکیک هم نخریدیم به جاش براش کاکائو قلبی خریدیموشما هم حسابی بوسش کردی ونازش دادی وبا کمک هم یک کتاب با عکسای شما براش چاپ کردیم ...
6 آبان 1393

محرم و شهادت سالار شهیدان

سلام قربون چشات برم من امروز اول محرم و تولد مامانی هم با این روز یکی شدهو شما هم از خجالت من در اومدی رفتی برام شیرینی گرفتی بعدم رفتیم خونه بابا جونی که اونها هم حسابی مارو شرمنده کردن البته به خاطر محرم زیاد شلوغش نکردیم وسعی کردیم احترام امام حسین رو حفظ کنیم این شاخه گل رو بابا جون زحمت کشید ...
4 آبان 1393

خانوم پاکیزه

سلام دختر من دیگه برای خودش خانوم شده همه چیز بلده میگی نه نگاه کن امروز گفتم میخوام برات اتاقت تمیز کنم بعد شما رو ببرم حموم شما هم رفتی این کار و کردی . . . . باهم ببینیم بعدم رفتیم حموم حسابی بازی کردیم پای شما در اب پخت بیرون نمیومدی   ...
2 آبان 1393